اخبار برگزیده

دو نوعش را می شناسم

چاتار گوش می کردم. اشوبم ارامشم تویی. رسید به انجا که ارامتر برو.تا بهانه های رفتنت را بگیرم. فکر کردم چقدر از شعر و ادبیات ما در فراغ و بعد از جدایی ها ایجاد شده و چقدرش وقتی با موضوع محبت مان هستیم؟ اولی سنگین تر است. درست که غم فراغ کیفیت و توانی دارد که ادم را زیر و رو می کند اما متاسفانه دستاویز و بهانه کم کاری هایی شده که بعد از ازار معشوق از شعر ساعران فراغ کشیده برای گول زدن و بازگردان  استفاده شود. برای من هر بار همینطور بو ه. بجای اینکه تلاش کند برای ماندنم شیفته می شود برای بازگرداندنم . و این مرحله اینقدر برایش جذاب و شیرین است که مدتم تکرار می شود. گاهی فکر می کنم من بهانه و ابزاری برای این لذت او هستم. خودم موضوعیت ندارم. خودش نمی دانم اصلا متوجه هست یا نه... کی نوبت انتقام من می شود؟


دو نوعش را می شناسم

دو نوعش را می شناسم

دو نوعش را می شناسم

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها